" دان ناردو" در کتاب "یونان باستان" نکته ای بس شگفت انگیز را به میان می آورد : پیدایی فردیت فلسفی در یونان ریشه در جغرافیای سیاسی یونان باستان دارد! پیداست که ناردو مفهوم "پولیس"را عامل اصلی اندیشه ی فلسفی یونان خاهد دانست ....
ادامه دارد..
آدمیان همگی طبیعتن خاستار دانش اند. ارسطو
" دان ناردو" در کتاب "یونان باستان" نکته ای بس شگفت انگیز را به میان می آورد : پیدایی فردیت فلسفی در یونان ریشه در جغرافیای سیاسی یونان باستان دارد! پیداست که ناردو مفهوم "پولیس"را عامل اصلی اندیشه ی فلسفی یونان خاهد دانست ....
ادامه دارد..
بازگشت ها همواره آغشته به دیدگاه ناظرانند این فرض هرمنوتیکی در مواجهه ی پاتولوژیکی ما با اندیشه ی خودمان و در تعامل بااندیشه ی یونانی بسیار راهگشا خاهد بود. حدبث تعامل یا تجاهل اندیشه ی ما و اندیشه ورزی یونانی همواره وابسته به نقطه ی تورمی یا افق دیداری اهل اندیشه ی این دیاربوده است.نوع مواجهه ی اندیشه ی ما و یونان پیش از آنکه سعی در تفهم روند های اندیشه یونانی باشد.قبض و بسط غیر تئوریک اندیشه یونانی و سعی در ترجمه ی اندیشه ی آن دیار و امکان یابی و امکان سازی برای پشتیبانی و ایجاد پایگان لجستیکی در جهت دفاع از داشته ها و پنداشته های فلسفه و کلام این دیار بوده است.با نگاه به نهضت ترجمه و عزم مامون عباسی در تدوین و مسلح ساختن تفکر کلامی با استعانت از اندیشه یونانی و با عنایت به رونق منطق به مثابه ی افزار دفاعی در خدمت و یاری رسان به حوزه ی کلام و عناد با روبکرد فلسفی خرد یونانی در میابیم چگونه شکاف میان خرد و اندیشه ی یونان و پنداره ی اندیشه نمای ما همچون زائده ای آسیب زا اندیشه ی ما را به معجونی هزار رنگ و بی خاصیت بدل ساخته است.تنها راه که همانا باید بازگشت دوباره به یونان باشد تنها با تهافت ما به تهافت نخستین ما به اندیشه ی یونانی میسر خاهد شد. ورنه در ورطه ی دیدگاه مان همواره در مسلخ کدورت یا سو’فهم های مکررمان باقی می مانیم یونان که در بستار تاریخی اش تنها آلترناتیو برای گذار از ورطه ی وهم به حوزه ی خرد فلسفی است شکل بخشی به اندیشه ی پسین تر را نیز عهده دار بوده است. در این میان خانش شرقی یونان که از رهگذر متون ترحمه شده ی سریانیان اندیشه ی ما را شکل می بخشد تمامن به بومی سازی گزاره های خرد یونانی دست می یازد...
ادامه دارد...