اینکه چگونه یونانیت اندیشه را محض و نه کاربردی خاسته و داشته است البته پرسشی مزاحم است توصیف تمایز ها آسان می نماید : یونان است که ریاضیات را به علم محض بدل می کند :
" اریثمتیکه " که تمایز دارد مثلن با رویکرد پراگماتیستی به گزا ره های ریاضی ( = لوگیستیکه ) که محصولی اساسن بابلی مصری است. اینکه ریاضیات یونانی اریثمتیکال است و بر تئوریای ریاضی استوار است امر واضحی است میتوان تفکر فلسفی را نیز همبوده با بعد ریاضیات یونانی در نظر گرفت چرا که می دانیم مفهوم " متمتیکا " که مشعر بر نظریه ی ریاضی است تفسیری متاخر است یونانیان آنرا علم یا نظریه ی " آموزش " می شمردندو ریاضیات نیز در زمره ی عناصر فرهنگی خرد یونانی و داخل در مفهوم " پایدیا " قلمداد می شد .
دو پدیده ی خویشاوند در ذهن یونانی یعنی ریاضیات محض و فلسفه چگونه در سرزمین یونان و نه در دیگر گستره ها روییده اند هر آینه اگر در دام نبوغ یونانی نیفتاده باشیم و آنها را هدیه ی خداوندان المپ ندانیم؟!
مفهوم " پداگوژی " به زعم ما می تواند فرایند اندیشگی محض را در ذهن و جهان یونانی تبیین کند اینکه پداگوژی را اینک چه می نامیم اساسن از دایره ی بحث ما بیرون است .در یونان پداگوژیکی برده هایی هستند که کودکان را به مدرسه می برند و ملازمان دانش آموزی هستند .اینکه اقتصاد یونانی مبتنی بر برده داری بوده است شاید گره گشای پرسش ما باشد. یونانیان رها از تعلقات عملی روزمره و سپارش این امور به بندگان خود خدایگان اندیشه گشته اند!
آیا اندیشش رهایش از روز مره گی است ؟ یونانیان پاسخی مثبت را به این پرسش داده اند : خرد روزمره خردی است در احاطه ی معاش بدینسان نخبه گرایی یونانی از دل برده داری زاده می شود و می بالد حال چه آن را مذموم شماریم و چه امر محتوم تاریخ یونانیان این حقیقت دانش ورزی یونانی است!
