تبليغاتX
فیلیا سوفیا - یونان و فردیت یونانی
آدمیان همگی طبیعتن خاستار دانش اند. ارسطو

" دان ناردو" در کتاب "یونان باستان" نکته ای بس شگفت انگیز را به میان می آورد : پیدایی فردیت فلسفی در یونان ریشه در جغرافیای سیاسی یونان باستان دارد! پیداست که ناردو مفهوم "پولیس"را عامل اصلی اندیشه ی فلسفی یونان خاهد دانست به زعم وی برآمدن فردیت فلسفی ریشه در زیست جهان یو نانی دارد که ذیل مفهوم دولت - شهر صورتبندی می شود.بافتار اتونومبک هر دولت شهر و ساختار حقوقی معطوف به آن امکانی برای طرح ریزی و استقرار یک موجودیت مستقل سیاسی منفک از ارگانیسم سراسربین و مونارشیک فراهم می کند که پیشقراول نگره ی فردبت فلسفی یونانی است.تکثر در مهندسی سیاسی (پولیتیک) نظامات جامعه ی یونانی در دامنه ای که می پذیرد به تکثر در آرا و اندیشه ها بدل خاهد شد و فردیت سیاسی هر آینه پایه گذار شیوه ها و متد های کثرت گون فلسفیک به شمار خاهد آمد.با عزل نظر از تفسیر مسیحی از حیات و نگره ی یونانی یونان در نگرشی مورخا نه حامل "زیست جهانی" است که کل اندیشه ی فلسفی اش را معطوف و برخاسته از آن می بیند از این رو با در نظر نگرفتن بستار اندیشه یونانی هرگونه تلاش برای فهم افق فکری خرد واره های یونان کوششی عقیم و نارساننده به شمار خاهد آمد تلاش در جهت فهم  زمینه های برسازنده ی ذهن یونانی و توجه به عوامل زیست بومانه ی اندیشه ی یونانی یگانه راه ممکن برای تبیین و فهم "لوگوس" یونانی است....

 

ادامه دارد

 

نوشته شده توسط افشین توحیدی در ساعت 0:30 | لینک  |