<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فیلیا سوفیا</title>
<link>http://philiasophia.blogfa.com/</link>
<description>آدمیان همگی طبیعتن خاستار دانش اند.  ارسطو</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 11 Aug 2008 17:30:44 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پرسمان</title>
<link>http://philiasophia.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;افلاطون شناختن را يادآوري مي دانست.شناخت غبار روبي از دانسته (ايده) هاست.او مي پنداشت پويش ذهن باز دوبارگي يا باز شناسي همان شناخته هاست . در منون فرايند ديالكتيك سير ذهن به موقعيت آيدوستيكال و ايده گاني حقيقت هاست. حقيقت عريان و آشكاره است و شناختن كشف يا سهش آنست.مي پرسيم: شناختن باز شناختن است يا يادآوري؟ ما آندو را همبود مي دانيم.(در معنای افلاطونی اش) می پرسیم : تفكيك آندو به چه معناست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 Aug 2008 17:30:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=philiasophia&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>philiasophia</dc:creator>
<guid>http://philiasophia.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پروبلمای یونانی</title>
<link>http://philiasophia.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;یونانیان  &quot; پروبلما &quot; را مانع اسب سواری می دانستند مانعی بر سر راه اما قابل پریدن! پروبلماتیک بودن برای یونانی معنایی همچون انسداد نمی یابد : ایمانی فزاینده  به لوگوس رهاننده! یونانی بدبین نیست وامیدوارانه می اندیشد این امید به هستی است چرا که در فقدان گنوستیکالیزه شدن پسا هلنی یونانی در هستنده گی اش &quot; هارمونیا &quot; را میبیند . در فقدان فاصله ودر فقدان ارتفاع : خدایان در فاصله ای نزدیک با هستی انسانی اند بالای المپ و در نزدیکی! &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادامه دارد....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 20:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=philiasophia&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>philiasophia</dc:creator>
<guid>http://philiasophia.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یونان و فردیت یونانی</title>
<link>http://philiasophia.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&quot; دان ناردو&quot; در کتاب &quot;یونان باستان&quot; نکته ای بس شگفت انگیز را به میان می آورد : پیدایی فردیت فلسفی در یونان ریشه در جغرافیای سیاسی یونان باستان دارد! پیداست که ناردو مفهوم &quot;پولیس&quot;را عامل اصلی اندیشه ی فلسفی یونان خاهد دانست به زعم وی برآمدن فردیت فلسفی ریشه در زیست جهان یو نانی دارد که ذیل مفهوم دولت - شهر صورتبندی می شود.بافتار اتونومبک هر دولت شهر و ساختار حقوقی معطوف به آن امکانی برای طرح ریزی و استقرار یک موجودیت مستقل سیاسی منفک از ارگانیسم سراسربین&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; و مونارشیک فراهم می کند که پیشقراول نگره ی فردبت فلسفی یونانی است.تکثر در مهندسی سیاسی (پولیتیک) نظامات جامعه ی یونانی در دامنه ای که می پذیرد به تکثر در آرا و اندیشه ها بدل خاهد شد و فردیت سیاسی هر آینه پایه گذار شیوه ها و متد های کثرت گون فلسفیک به شمار خاهد آمد.با عزل نظر از تفسیر مسیحی از حیات و نگره ی یونانی یونان در نگرشی مورخا نه حامل &quot;زیست جهانی&quot; است که کل اندیشه ی فلسفی اش را معطوف و برخاسته از آن می بیند از این رو با در نظر نگرفتن بستار اندیشه یونانی هرگونه تلاش برای فهم افق فکری خرد واره های یونان کوششی عقیم و نارساننده به شمار خاهد آمد تلاش در جهت فهم  زمینه های برسازنده ی ذهن یونانی و توجه به عوامل زیست بومانه ی اندیشه ی یونانی یگانه راه ممکن برای تبیین و فهم &quot;لوگوس&quot; یونانی است....&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;ادامه دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 20:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=philiasophia&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>philiasophia</dc:creator>
<guid>http://philiasophia.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما و یونانیگری</title>
<link>http://philiasophia.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;بازگشت ها همواره آغشته به دیدگاه ناظرانند این فرض هرمنوتیکی در مواجهه ی پاتولوژیکی ما با اندیشه ی خودمان و در تعامل بااندیشه ی یونانی بسیار راهگشا خاهد بود. حدبث تعامل یا تجاهل اندیشه ی ما و اندیشه ورزی یونانی  همواره وابسته به نقطه ی تورمی یا افق دیداری اهل اندیشه ی این دیاربوده است.نوع مواجهه ی اندیشه ی ما و یونان پیش از آنکه سعی در تفهم روند های اندیشه یونانی باشد.قبض و بسط غیر تئوریک اندیشه یونانی و سعی در ترجمه ی اندیشه ی آن دیار و امکان یابی و امکان سازی برای پشتیبانی و ایجاد پایگان لجستیکی در جهت دفاع از داشته ها و پنداشته های فلسفه و کلام این دیار بوده است.با نگاه به نهضت ترجمه و عزم مامون عباسی در تدوین و مسلح ساختن تفکر کلامی با استعانت از اندیشه یونانی و با عنایت به رونق منطق به مثابه ی افزار دفاعی در خدمت و یاری رسان به  حوزه ی کلام و عناد با روبکرد فلسفی خرد یونانی در میابیم چگونه شکاف میان خرد و اندیشه ی یونان و پنداره ی اندیشه نمای ما همچون زائده ای آسیب زا اندیشه ی ما را به معجونی هزار رنگ و بی خاصیت بدل ساخته است.تنها راه که همانا باید بازگشت دوباره به یونان باشد تنها با تهافت ما به تهافت نخستین ما به اندیشه ی یونانی میسر خاهد شد. ورنه در ورطه ی دیدگاه مان همواره در مسلخ کدورت یا سو’فهم های مکررمان باقی می مانیم یونان که در بستار تاریخی اش تنها آلترناتیو برای گذار از ورطه ی وهم به حوزه ی خرد فلسفی است شکل بخشی به اندیشه ی پسین تر را نیز عهده دار بوده است. در این میان خانش شرقی یونان که از رهگذر متون ترحمه شده ی سریانیان  اندیشه ی ما را شکل می بخشد تمامن به بومی سازی گزاره های خرد یونانی دست می یازد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;ادامه دارد...&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 16:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=philiasophia&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>philiasophia</dc:creator>
<guid>http://philiasophia.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
